بهشت گمشده

پیاده روی اربعین امتحان بصیرت

وصبح در نفس گرم جاده خواهم رفت

پیاده امده بودم پیاده خوام رفت

صدای  زنگ کاروان به گوش میرسد و  قافله اربعین عاشقانه به سوی یار میشتابد.

کاروانی  که موجی از احساس و عشق را به همراه دارد.موجی از شکوه و

عظمت شیعه.کاروانی  که در گام هایش عاشقی  معنا میشود.

 

 

این حسین کیست که عالم همه دیوانه اوست. راستی  این چه عشقی است که تمام مردم

دنیا را گرد هم جمع کرده است.

وقتی  همقدم با کاروان میشوی فقط عشق است که خود را نشان میدهد فرقی نمیکند

زن باشی  یا مرد ؛ پیر  باشی  یا جوان ؛ کودک باشی  یا بزرگسال.فرقی نمیکند پای سالم

برای پیاده روی داشته باشی  یا با پای مجروح و جانباز و معلول  قصد پرواز به سوی

قافله عشق را داشته باشی.

وقتی  همقدم با کاروان میشوی همه تلاش میکنند که به بهترین نوع از مسافران عاشق؛

پذیرایی  کنند.حتی کودکانی که با ظرف های ابی که در دست دارند میخواهند سهمی

در این سفر داشته باشند تا کسی لب تشنه نماند.شاید به فکر لب های تشنه

دختران امام حسین (ع)هستند که میخواهند زائران کربلا را سیراب کنند.

اما عطش...عطش ...عطش....

این کاروان عطش عشق دارند. تشنه ی دیدار یار هستند.

وقتی مسافر عاشق باشد وقتی مقصد  عشق باشد  خستگی معنا ندارد هرچند بخواهی پابرهنه

و با پای پیاده عازم سفرشوی.

کافی ست تا یک استکان چای شیرین کربلایی ها را بنوشی  تا تمام خستگی راه را

فراموش کنی.

چقدر زیباست وقتی مادرها و پدرها علی اصغر های کوچک خود را در دست میگیرند

تا بیاموزند که فدایی راه حسین باشند.

 

 

دختران کوچک خود را می آورند تا بیاموزند که رقیه ی اباعبدالله چگونه راه عشق را پیمود.

کودکانی  که از ابتدا لبیک یا حسین را می آموزند تا درس شهادت را سرمشق خود قرار دهند.

وقتی  همقدم با کاروان میشوی  جوانان زیادی از کشورهای مختلف دیده میشود جوانانی از :

عراق؛ ایران ؛بحرین؛افغانستان؛ پاکستان؛ هند؛لبنان؛ مالزی؛ تایلند و ...

جوانان عراقی  که عکس رهبر ایران را بر سینه دارند.چفیه شهدای دفاع مقدس به همراه دارند

و رهبر ما را امام خامنه ای صدا میزنند.

 

جوانان عربستانی  که از شیعیان قطیف واحسا هستند که عکس شیخ نمر و امام خامنه ای

بر سینه دارند و در اربعین برای آزادی این مرد مجاهد دعا میکنند.

جوانان بحرینی  که با  سربند <کلنا جنودک خامنه ای > در کاروان عشق حاضر شده اند.

 

و همه اینها نشان دهنده این است که  شیعیان جهان یک رهبر واحد به نام امام خامنه ای دارند.

 

اما در کنار تمام این صحنه های زیبا و با شکوه برخی صحنه ها هم دل آدم را به درد

می آورد.بدعت هایی که چه جاهلانه و چه عامدانه مورد سو استفاده رسانه های غربی

میشودو متاسفانه مرجعیتی انگلیسی  که از این رفتارهای جاهلانه حمایت میکند.

بستن زنجیر و قلاده در مسیر پیاده روی

 

 

 


برچسب‌ها: اربعین, امام خامنه ای, امام حسین, کربلا, نجف
نوشته شده توسط حمیدرضا دولتی در پنجشنبه 27 آذر1393 | لینک ثابت مطلب
کاروان پیاده روی لیاول

هرسال ماه صفر  که میشه تمام شیعیان دنیا مخصوصا ایران خودشون رو برای مراسم اربعین آماده میکنند و با شعار ((هرکه دارد هوس کرب بلا بسم الله)) عازم کوی عشق میشن.اربعین امسال باشکوه ترین مراسم مذهبی دنیا بود.

مردم لیاول هم جمع کوچکی  از کاروان حسینی رو تشکیل میداد و  چند  نفر از لیاولی  ها هم خودشون رو به کاروان عشق رسونده بودند.

و همین بهانه ای شد تا من هم گزارشی از کاروان پیاده روی امسال جمع آوری کنم.

خبردار شده بودم که دونفر از  هم محلی های عزیزمون به همراه روحانی محل یعنی حاج آقای عسکری قصد سفرعشق دارند.

و  خداروشکر  من هم در مرز  مهران خودم رو به این کاروان رسوندم.

 از راست: کربلایی بهمن دولتی؛خودم؛حاج آقای عسکری؛حاج عبداله براری؛ امیر عسکری برادر حاج آقای عسکری

از همون ابتدای سفر وقتی از مرز رد میشدیم شوق و شوری که بین مردم بود

غیرقابل وصف بود.

از مرز مهران مستقیم راهی کاظمین شدیم و بعد از زیارت سمت نجف حرکت کردیم.

صفا و احساس  آرامشی  که توی ایوان نجف به من دست میده رو  هیچ جا نتونستم

تجربه کنم و چقدر زیباست روبروی ضریح حضرت امیرالمومنین بشینی و با آقا

درد دل کنی اونوفته که ناخودآگاه اشک راه خودشو پیدا میکنه و جاری میشه.

شهر کوفه مقصد بعدی بود که انتخاب شده بود؛زیارت حضرت مسلم؛ هانی؛  مختار ثقفی

و میثم تمار.اعمال مسجد کوفه اعمالی  بود که توی  کوفه انجام دادیم.چقدر نفس کشیدن

توی شهر کوفه سخته؛ شهری  که غربت امام علی(ع) رو به همراه داره ؛مسجد کوفه مسجدی 

که جای قدمهای امیرالمومنینه؛جای عبادت آقاست؛مقام تمام انبیاست ؛مقام دکة القضا و

بیت الطشت و محراب شهادت امام علی (ع) که با بغض همراه میشه بغضی  که حتی

اجازه اشک ریختن هم به چشم نمیده.

مسجدی  که بعد از ظهور  امام زمان (عج)محل حکومت حضرت حجت میشه.

بعد از محل حکومت امام زمان راهی مسجد سهله شدیم که بعد از ظهور خونه

امام زمان میشه.اعمال مسجد سهله رو انجام دادیم و بعد از نماز مغرب و عشا قصد

بازگشت به نجف رو داشتیم که کنار خیابون یه ماشین جلوی ما ترمز  کرد.

ازش درخواست کردیم که دربست مارو تا نجف ببره اما راننده با لهجه عربی  که

خیلی خوب فارسی حرف میزد مارو دعوت کرد.اول فکر کردیم مثل ما ایرانی ها

فقط داره تعارف میکنه ولی بعد متوجه شدیم که هرسال دنبال زائران اربعین میاد و

از اونها پذیرایی میکنه.سوار ماشین آقای  نجفی شدیم.بعد چند کلمه صحبت کردن

متوجه شدیم که آقای نجفی داماد ایرانی هاست و از شهر اردکان یزد زن گرفته و

به همین خاطر بود که خیلی خوب فارسی حرف میزد.

ازراست:حاج عبداله براری؛کربلایی بهمن دولتی؛آقای نجفی؛اسماعیل دوست امیر؛حاج آقای عسکری و خودم

بعد از ورود به منزل آقای نجفی با دوتا از پسرهاش قاسم و.. اشنا شدیم که کاملا

با لهجه یزدی فارسی صحبت میکردند.

از پایین به بالا؛حاج آقای عسکری؛ قاسم پسر آقای نجفی؛ من؛امیر عسکری؛ کربلایی بهمن دولتی

و بعد یه دختربچه شیرین پرید توی بغلم.

اسمش زینب بود.نوه حاج آقای نجفی دختر قاسم.

من و زینب

با اینکه من و زینب زبون همدیگه رو متوجه نمیشدیم ولی کلی با هم بازی کردیم.

صبح شروع به پیاده روی کردیم و  از نجف عازم شدیم تا همگام با بقیه زا‍‍ئرها

عازم کوی عشق بشیم.

مقام امام زمان(عج) در قبرستان وادی السلام

 

قبرستان وادی السلام نجف

از  همون ابتدای پیاده روی شاهد پذیرایی فوق العاده عراقی  ها بودیم.

و میدیدم که با چه عشق و علاقه ای از زایران حضرت اباعبدالله(ع)  پذیرایی میکردند.

صبحانه نهار  شام و غذاهای متنوعی  که مارو دعوت میکردند و کودکانی که

از  همه مشتاق تر بودند تا به اندازه یک لیوان آب در این سفر عشق سهیم باشند.

بین راه دوستای خیلی خوبی از کشور های مختلف پیدا کردم. مصطفی از کوفه عراق

سجاد حسین از پاکستان محمد از قطیف عربستان؛ حسین از بحرین و...

از راست: من؛ مصطفی دوست خوبم از شهر کوفه؛ سجاد حسین از کشور پاکستان

و به کمک دیکشنری و چند سال عربی  که خونده بودم به صورت شکسته و ناقص 

باهاشون هم کلام میشدم همه اونها مخصوصا حسین از بحرین و  محمد از قطیف

امیدوار بودند که توی کشورشون حکومت شیعی پیروز میشه چون میگفتند ما رهبری

به نام <امام خامنه ای> در ایران داریم.

حسین از بحرین

محمد از قطیف عربستان

و این برای من که یک ایرانی بودم باعث  افتخار بود.

ما ایرانی  ها خیلی خوب  با امام رضا(ع) مانوس هستیم و چقد شیرین میشه وقتی بین مسیر

پیاده روی ؛ حرم و صحن امام رضا(ع) جلوی چشمات ظاهر بشه.

ماکت زیبای حرم امام رضا (ع)

هم وطن های  عزیزمون که موکب  امام رضا(ع)رو اداره میکردند ماکت بسیار زیبایی

  از حرم و صحن امام رضا(ع) ساخته بودند که دل ادم رو هوایی مشهد میکرد.

بعد از زیارت و سلام به امام رضا دوباره راهی شدم.وقتی به ده کیلومتری کربلا میرسی

نفس هات تندتر میشه؛ضربان قلبت شدیدتر میشه؛دلت میخواد گام هات رو سریعتر برداری

تا زودتر به کربلا برسی.

ای  خدا باورم نمیشه...بعد از سه روز پیاده روی دارم به حضرت عشق میرسم.

وتوی این لحظات زیارت عاشورا چقد میچسبه ...چشم ها هم به کمک دلمون میاد...

کم کم اشک جاری میشه...

گنبد حضرت عباس(ع)

با نوای زیارت عاشورا به کربلا میرسیم.قراره توی کربلا یکی دیگه از 

لیاولی  های عزیزمون.مداح اهل بیت مجتبی عسکری هم به جمع ما اضافه بشه...

قرار میزاریم و مجتبی  هم میاد.

اضافه شدن مجتبی به جمع لیاولی  ما در کربلا

کاروان کامل هفت نفره ما در کربلا

باهم به صورت گروهی راهی بین الحرمین میشیم.

دل تو دل هیچکدوم ما نیست.یاد مجلس  عزاداری محرم می افتیم که بین سینه زنی

دعا کرده بودیم دسته جمع کربلا باشیم.و حالا ارباب ما رو دعوت کرده که کربلایی بشیم.

با اینکه جمعیت زیادی توی خیابان های اطراف بین الحرمین جمع شدند کم کم خودمون رو

به بین الحرمین میرسونیم وقتی وارد خیابان بهشتی میشیم ناخوداگاه همه بغض میکنند

شروع به سلام و زیارت نامه خوندن میکنیم.

وخدا رو شکر  تونستیم امسال اربعین رو در کنار  ارباب باشیم.خدارو شکر  که از کاروان

عشق جانموندیم.انشالله قسمت بشه با هیات محبان الزهرا (س)لیاول سال بعد همگی

به صورت هیاتی بین الحرمین باشیم.

یاعلی

 

 

 

 


برچسب‌ها: اربعین, لیاول, امام حسین, کربلا, نجف
نوشته شده توسط حمیدرضا دولتی در پنجشنبه 27 آذر1393 | لینک ثابت مطلب
نوروز فاطمی در بهشت گمشده

مراسم عزاداری ایام فاطمیه به مدت سه شب  در مسجد امام زمان (عج) لیاول برگزار شد:


شب اول : 

سخنران :حجت الاسلام حاج حبیب الله دولتی



مداح  اهل بیت: علی رجب پور





شب  دوم :
سخنران: کارشناس سیاسی  غلامرضا دولتی




 
مداح اهل بیت: محمد رضا علی عسگری



شب سوم :
سخنران :حجت الاسلام والمسلمین  ربانی  نژاد





مداح اهل بیت :عباس  علی اکبری





روز شهادت:

مداح اهل بیت : مجتبی عسگری






 بعد از سینه زنی ، زیارت حضرت فاطمه الزهرا ( س ) توسط  مداح اهل بیت رمضان چراغی قرائت شد










برچسب‌ها: فاطمیه, لیاول, مسجد امام زمان, ع, بهشت گمشده
نوشته شده توسط حمیدرضا دولتی در یکشنبه 17 فروردین1393 | لینک ثابت مطلب
تا اطلاع ثانوی اینجا پلمپ است

سلام به همگي

   گرفتمش...لابد پيش خودتون ميپرسيد چي رو گرفتم...رمز وبلاگمو ميگم.توي اين دورو زمونه

به هيشکي نميشه اعتماد کرد از اول نبايد رمز وبلاگم رو به دوستام ميدادم.

پشت دستمو داغ کردم که مالمو سفت بچسبمم و همسايه رو دزد نکنم.

واما نکته مهم اينکه:

تا اطلاع ثانوي اينجا پلمپ است.

دلايل زيادي هم دارم که مهمترين اونها نرسيدن به نظرات فراوان هم محلي هاي عزيزم

هست!!!!!!؟؟؟..از بس نظر دادن و استقبال کردن که وقت نميکنم تاييد کنم.

و اما از هرچه بگذريم سخن شعر خوش تر است..بگو خب...

آخرين غزل من رو در وبلاگ شخصي خودم از تبار ياس بخونيد...

برای خوندن غزل کلیک کنید

منتظر نگاه شما دوستان عزيز هستم.
ياعلي

تابعد


برچسب‌ها: پلمپ, لیاول, بهشت گمشده, غزل
نوشته شده توسط حمیدرضا دولتی در سه شنبه 15 مرداد1392 | لینک ثابت مطلب
یک ترانه محلی به روایت تصویر

یک ترانه ی  محلی به زبان تاتی  از مسعود آقاجانی

.

((أمی روستا))


أمی روستِه هوا هم خوب و نازَه

به راستی  کـه  بهاران   دلنوازَه

به قول پیرَکان بِــــــــبَه چهل پنج

دِیه شروع بـــــِبه  کم کم أمی رنج

دیه ییلاق  بیــــشیـــم آرام و یواش

گالِشانم  أهَن  شوهون به شیـــلاش

گاوانِ  رد  أکُــنِن   سمت   دَشـــته

مِندَکانِ   سَرَم    گیــرن با  رشـــته

زِنِــکانم زَنن  ییلاق  همش دوو

کورَه لولَم وینی بدجور کونَه دو

سلطان چشمه سَرَم  عجیب شلوغه

گوأن راهش  دورَه...ولی  دروغه

همین که فصل خردادم برسی

صدای آجینان به گوش برسی

وینی  هرکس  یَتا  درگز بِنَه  دوش

بوی  گُــلم  بَرَه     آدم   سر  هوش

یَه طَرف   مردمان   مرجو  وجیــنن

طَرَف  دیگَرم   جَوانِ (جو)  چینن

بیشیم   دسته   بُکـــُــنیم   گندمانه

تا   مَلیجن    نُکــُــدن    دانه دانه

دِیه   با  أکـُنیم  یواش یواش   کوه

گوأن کُمباین آریم  آخه دِیه  کو؟؟

تَرکتوران   بِین   خرمان  بکنیم

زمینانِ    کمی   عمران   بکنیم

کِه (کاه) جا هم که همیشه کاهدانَ

زمستان   اون   غذای    مِندَکان

دِیه پاییز بامه کوچان بامِین  جیر

گوسندان  باکمی تأخیر أهن  دیر





.

....

.....

هرچند این ترانه محلی ایرادهای ادبی هم داره ولی ظرافت و زیبایی هاش ایراداتش رو پوشش میده.:

 سنت و رسوم مردم منطقه.

سرودن با زبان شیرین و زیبای محلی.

یکدست بودن شعر از لحاظ داستانی و روایی.

داشتن تصاویر مختلف در شعر که با خوندنش مارو یاد خاطراتمون و همچنین گاهی سختی هامون در روستا میندازه.

اینها برخی از فواید و خوبی  های این ترانه بود که ذکر شد.




برچسب‌ها: ترانه محلی, لیاول, ییلاق, مسعود آقاجانی, روستا
نوشته شده توسط حمیدرضا دولتی در شنبه 1 تیر1392 | لینک ثابت مطلب
پروفایل

سلام
این وبلاگ اطلاعات اجمالی در مورد روستای لیاول میباشد تا بتونه تا اندازه ای زیبایی روستا رو به نمایش بزاره....امیدوارم از مطالب و عکسهای وبلاگ لذت ببرید...
لینک های بهشتی
اشعار حمیدرضا دولتی لیاولی(معراج)